آر جی اسکارینج، مدیرعامل ریویان، با راه اندازی استارتاپ مایند رباتیکس و تمرکز بر توسعه ربات کارخانه ای جدید، به دنبال بازتعریف آینده تولید صنعتی با استفاده از ربات هایی است که به جای پیچیدگی های غیرضروری، بر مهارت های ظریف دست انسان تمرکز دارند.
اگه نشنیدید، آر جی اسکارینج، مؤسس و مدیرعامل ریویان (Rivian)، یه شرکت دیگه هم داره – طبق شمارش ما، این سومی هست. این بار تمرکزش روی رباتیک هست و به نظر می رسد آینده ای درخشان برای ربات کارخانه ای جدید متصور است.
این کارآفرین سریالی بیشتر به خاطر ریویان شناخته می شه؛ همون سازنده پر سر و صدای خودروهای برقی که در سال 2018 (1397) بعد از رونمایی از یه وانت برقی با اون “تونل وسایل” معروفش، حسابی سر زبون ها افتاد.
این شرکت که سهامش در بورس عرضه شده، حالا فقط چند ماه با تحویل مهم ترین خودروی برقیش تا به امروز، یعنی یه شاسی بلند سایز متوسط به اسم R2، فاصله داره. ساخت این خودروی برقی نسبت به مدل پرچمدار R1 ارزون تر تموم می شه (اسکارینج بهم گفت “تقریبا نصف” قیمت)، و با این حال، از خیلی جهات از نظر تکنولوژی توانمندتره. برای خریدارها هم ارزون تر خواهد بود؛ قیمت نسخه اول R2 از 57,990 دلار شروع می شه که 20 درصد از مدل پایه وانت R1T ارزون تره.
و بعد می رسیم به “آلسو” (Also)، استارتاپ حمل ونقل خُرد که به عنوان یه پروژه محرمانه داخل ریویان شروع شد و سال گذشته با سرمایه گذاری خطرپذیر جدا شد. آلسو که ریویان هنوز سهم اقلیت رو در اون داره، اکتبر گذشته (مهرماه 1402) یه دوچرخه برقی ماژولار با کمک پدال و یه چهارچرخ باری رو روانه بازار کرد. اسکارینج به طور جدی درگیر این استارتاپ هم هست.
ربات کارخانه ای جدید و چشم انداز آینده تولید
حالا اسکارینج فکر رباتیک رو در سر داره. و اسم استارتاپ جدیدش رو خیلی بجا “مایند رباتیکس” (Mind Robotics) گذاشت، که البته فهمیدم اسم اولیه اش این نبوده. (توضیحات بیشتر در ادامه.) او معتقد است که Mind Robotics نقش مهمی در توسعه ربات کارخانه ای جدید ایفا خواهد کرد.
مایند رباتیکس داخل ریویان متولد نشد، هرچند ممکنه این خودروساز یه روزی مشتری ش بشه. مایند رباتیکس یه شرکت خصوصی هست که اسکارینج تاسیسش کرده و اخیرا 500 میلیون دلار در مرحله سرمایه گذاری سری A با مدیریت مشترک شرکت های Accel و Andreessen Horowitz جمع آوری کرده. این شرکت که از زمان تاسیسش در نوامبر 2025 (آبان 1404) تا حالا 615 میلیون دلار جذب سرمایه کرده، الان حدود 2 میلیارد دلار ارزش گذاری شده.
من در حاشیه رویداد South by Southwest، که شرکتش حامی مالی اصلیش هم هست، با اسکارینج نشستم تا درباره تمام کارهایی که داره انجام می ده گپ بزنیم. پرسش و پاسخی که در ادامه می خونید، برای خلاصه و شفاف شدن ویرایش شده و روی بحث ما درباره رباتیک و رویکرد جدید استارتاپش تمرکز داره.
دیگه کارتون با جدا کردن و راه انداختن شرکت های جدید تموم شده؟
سه تا شرکت؟ (مکث) احتمالا.
از این بابت مطمئنید؟
آره. منظورم اینه که، آره. (به نشونه تایید سر تکون می ده). آلسو [شرکت دوچرخه برقی] هم اینجاست، پس این خیلی خوبه. دیدنش لذت بخشه. اینکه می بینم این برندها در کنار هم هستن خوشحالم می کنه.
مایند [رباتیکس] چیزیه که مدتیه دارم روش کار می کنم. آلسو خاص بود چون داخل ریویان ساخته شد و بعد از اون جداش کردیم. مایند… من یه شرکت کاملا جدید راه انداختم که ریویان توش مثل یه شریکه. من خیلی بهش خوشبینم. واقعا به نفع ریویان هست، اما فکر می کنم با توجه به مقیاس اتفاقاتی که داره می افته، پتانسیل این رو داره که به یه بیزینس خیلی بزرگ تبدیل بشه.
از کی کار روی مایند رو شروع کردید؟
خب، مایند داستان جالبی داره و در واقع برمی گرده به R2.
حدود دو سال پیش، داشتیم اعتماد به نفس زیادی نسبت به R2 پیدا می کردیم. خب اگه به R2 مطمئن باشیم، یعنی فکر می کنیم که قراره حجم تولید زیادی داشته باشه. اگه فکر کنیم حجم تولید بالاست، یعنی به کارخونه های زیادی نیاز خواهیم داشت.
و به همین خاطر، در واقع با خودم گفتم: “پسر، اگه قراره طی ده سال آینده چهار پنج تا کارخونه بسازیم، یعنی قراره میلیاردها دلار هزینه سرمایه ای بکنیم. این کارخونه ها قراره چه شکلی باشن؟ و ما نمی خوایم یه مشت کارخونه بسازیم که بلافاصله قدیمی بشن.”
من تلاشی رو برای مطالعه آینده تولید شروع کردم و اساسا به این دیدگاه رسیدم که رباتیک صنعتی کلاسیک قراره به همون شکلی که امروز در کارخونه ما، یا تسلا یا فورد می بینید، به حیاتش ادامه بده. اما ایده رباتیک با مهارت های شبیه به انسان قراره خیلی مهم بشه. این شامل توسعه ربات کارخانه ای جدید با قابلیت های پیشرفته است.
ما از قبل یه فرضیه قوی درباره هوش مصنوعی در دنیای فیزیکی داشتیم. من با تقریبا تمام شرکت هایی که دارن روی نوعی از رباتیک با مهارت های انسانی کار می کنن، ملاقات کردم.
تفاوت ربات کارخانه ای جدید با ربات های خانگی
من به طور کلی اون ها رو این طوری دسته بندی می کنم که یه سری شرکت ها در دسته شرکت های رباتیک صنعتی موجود قرار می گیرن. و به این نتیجه رسیدم که اونا به کارشون ادامه می دن، اما از اون تیپ شرکت هایی نخواهند بود که ربات هایی با قابلیت انجام کارهای انسانی بسازن. ما معتقدیم که Mind Robotics می تواند یک ربات کارخانه ای جدید را برای این منظور معرفی کند.
و بعد یه سری شرکت های جدید هستن که همه شون در واقع استارتاپن. جالبه که بیشترشون روی محیط خونه تمرکز کردن – که می تونیم ساعت ها دربارش حرف بزنیم. تعداد زیادی از این شرکت ها روی تا کردن حوله و شستن ظرف ها تمرکز دارن و فقط یه بخش کوچیکشون به بخش صنعتی نگاه می کنن.
ما به این نتیجه رسیدم که هیچ کدوم از اون ها تمام فاکتورهای لازم برای موفقیت رو نداشتن. و من حس کردم که می تونم شرکت بهتری بسازم.
من قرار نیست آینده تولید ریویان رو وابسته به شرکت هایی بکنم که تا حالا هیچ محصولی رو صنعتی نکردن، یا درکی از عملیات صنعتی ندارن و براش وقت نذاشتن، یا چرخه داده ای برای آموزش مدل ها ندارن، یا زنجیره تامین ندارن؛ چون اگه سراغ اونا می رفتیم، باید بهشون یاد می دادیم که چطور یه شرکت واقعی باشن.
تصمیم گرفتم یه شرکت جدید راه بندازم و بعد باید می فهمیدم که ساختار حاکمیتی ش چطوری باشه.
و همون روزی که شرکت رو راه انداختم، یه راند جذب سرمایه اولیه (Seed) داشتم و بعدش هم همین تامین مالی سری A رو انجام دادیم.
وقتی اولش تاسیسش کردید یا ثبتش کردید، اسم دیگه ای داشت؟
اسم پروژه چی بود؟ بذارید بگم، تا حالا کسی این رو از من نپرسیده بود. (مکث) اسمش “پروژه سیناپس” (Project Synapse) بود.
چرا؟
دلایل زیادی داشت. این سوال خیلی خوبیه، کسی نپرسیده بود. نام شرکت یعنی مایند (Mind)، یه جورایی به سیناپس و مغز وصل می شه.
مثل پیام عصبی فرستادن و خطا دادن.
ها، آره دقیقا. هم به خاطر ارتباط با مغز بود و هم اون زمان بچه های من تو مدرسه ای به اسم سیناپس درس می خوندن. من از بچه هام الهام گرفته بودم و داشتم به بیزینس فکر می کردم، واسه همین اینا رو به هم وصل کردم. واقعا نزدیک بود اسم شرکت رو بذارم سیناپس، اما کلمه عجیبی بود؛ دلم یه چیز ساده تر می خواست، ولی آره، نزدیک بود بشه سیناپس.
جالبه، یکی از اعضای هیئت مدیره همین الان یه یادداشت برام فرستاد و هنوز ازش به عنوان پروژه سیناپس یاد کرده.
کیا توی هیئت مدیره تون هستن؟
خودم، جیتن [بل] از Eclipse، سمیر از Accel، و ریویان هم یه نماینده در هیئت مدیره داره. چون یه شرکت خصوصیه، خیلی راحت تر از شرکت های سهامی عامه.
درباره دسته بندی های مختلف حرف زدید، آیا چیزی که قصد انجامش رو دارید، بیشتر به کاری که بوستون داینامیکس انجام می ده شبیهه؟ یعنی همون ربات انسان نمای اطلس (Atlas)، اما در ترکیب با یه آزمایشگاه هوش مصنوعی [گوگل دیپ مایند]؟
ما داریم مدل ها رو هم می سازیم. ما داریم مدل ها، رباتیک و زیرساخت لازم برای استقرار در مقیاس بزرگ رو می سازیم.
بعد در مورد مکاترونیک و خودِ ربات ها، یه تاکید غافلگیرکننده روی تقلید از بیومکانیک بدن انسان وجود داشته، یا در برخی موارد حتی فراتر از اون، ساخت مکاترونیک های حتی پیچیده تر.
فکر می کنم چیزی که در [رباتیک] صنعتی نادیده گرفته شده و این یکی از چیزاییه که ما خیلی واضح می بینیم، اینه که کار با دست ها انجام می شه. پس دست ها خیلی خیلی مهم هستن. هر چیز دیگه ای در سیستم رباتیک، برای اینه که دست ها رو به جای درست برسونه. بنابراین توانایی ربات ها برای انجام حرکات خیلی پیچیده، مثلا پشتک زدن، در واقع فقط به این معنیه که ربات کلی پیچیدگی غیرضروری برای اکثریت قریب به اتفاق کارها داره.
و من درک می کنم که هدف از نشون دادن این کارها، نمایش انعطاف پذیری و قابلیت (ربات های انسان نما) هست. اما اگه به یکی از تاسیسات ریویان برید، آدم های خیلی کمی رو می بینید که اونقدر انعطاف پذیر باشن که بتونن پشتک بزنن. پس وقتی به فکر استقرار در مقیاس بزرگ هستید، می خواید پیچیدگی رو به حداقل برسونید، حالت های خرابی رو کم کنید و مصرف انرژی رو کاهش بدید.
برای همین فکر می کنم خیلی از سیستم های رباتیک، به خصوص سیستم های انسان نما که برای تولید در نظر گرفته شدن، نسبت به کاری که انجام می دن خیلی پیچیده هستن. اونا شبیه انسان خواهند بود، دست خواهند داشت، یه مدل ادراکی در بالا دارن، قابلیت تنظیم در جهت های X، Y و Z رو دارن و برای حرکت کردن هم جابه جایی خواهند داشت. اما فکر می کنم تقلید از بیومکانیک انسان در محیط تولید، بعضی از نکات اساسی تولید یک ربات کارخانه ای جدید را نادیده می گیرد؛ اینکه همه چیز بر پایه دست هست.
دارم سعی می کنم تصور کنم این در نهایت چه شکلی می شه یا مدل های مختلفش چی قراره باشن.
البته دست ها پیچیده ترین بخش ربات ها هستن.
(سریع می پره وسط حرف) اما دقیقا همون جایی هم هست که باید انرژی تون، پولتون و هزینه هاتون رو صرفش کنید؛ همه چیز باید روی دست ها متمرکز بشه.
و نکته دیگه ای که باید بهش توجه کرد اینه که اگه دارید بیزینسی می سازید که قراره به بخش های صنعتی مختلف برای تولید خدمات بده، یه مدل دست واحد وجود نداره که کامل و بی نقص باشه.
اگه به چالشِ دست ها فکر کنید، بحث تقویت گشتاور مطرحه. اگه دارید یه لوله فولادی بزرگ با قطر 4 اینچی (حدود 10 سانتی متر) رو بلند می کنید، راهکار گرفتنش با بستن یه پیچ M4 توی یه قطعه ریخته گری آلومینیومی فرق داره. این ها مهارت های کاملا متفاوت و سطوح متفاوتی از ظرافت و مهارت دست رو می طلبن.
یه چیز دیگه که در رباتیک داره اتفاق می افته و خیلی عجیبه اینه که ما در دنیای بیولوژیک خیلی واضح درک می کنیم که تکامل به ما اجازه داده تا مجموعه های بیومکانیکی بهینه و بسیار متفاوتی برای کارهای مختلف ایجاد کنیم. بهترین چیز برای شنا با بهترین چیز برای دویدن خیلی فرق داره و بهترین چیز برای بالا رفتن با بهترین چیز برای بلند کردن اجسام متفاوته. به خاطر همین، انسان ها در شنا کردن خیلی خوب نیستن. مثلا اگه من رو جلوی یه دلفین بذارید، می بازم. اگه من رو جلوی یه یوزپلنگ بذارید، می بازم.
ما البته در مغزمون قدرتمندتر هستیم. پس در تولید، اینکه فرض کنیم شکل و شمایل انسان، شکل و شمایل بهینه برای انواع کارهاست، به نظرم فقط این واقعیت رو نادیده می گیره که ما توی کارخونه تکامل پیدا نکردیم. حالا، کارخونه ها حول محور ما تکامل پیدا کردن که این نکته مهمیه. و زیرساخت های قدیمی و ریشه دار زیادی وجود داره که ربات ها باید باهاشون سازگار بشن.
اما بخشی که باید باهاش سازگار بشن اینه که باید تقریبا در فضایی که برای انسان ها در نظر گرفته شده جا بشن و دست داشته باشن. من همه این ها رو می گم چون ما دیدگاه متفاوتی داریم نسبت به اون ربات هایی که اغلب با این هدف شروع کردن که در محیط خونه کار کنن و یک ربات کارخانه ای جدید می تواند این شکاف را پر کند، چرا که آن محیط عملیاتی کاملا متفاوته.
اما همه این موارد استفاده که می گن ما قراره هر کاری که انسان انجام می ده رو انجام بدیم، یه محیط عملیاتی متفاوته و بنابراین به شکل و شمایل متفاوتی ختم می شه نسبت به وقتی که بگید من فقط قراره روی تولیدکننده بودن تمرکز کنم.
و در واقع [در یک کارخانه صنعتی] شما با پله سر و کار ندارید، تغییر سطح از فرش به سرامیک ندارید، لازم نیست نگران گیر کردن پای ربات به گربه باشید. لازم نیست نگران تنه زدن به یه بچه باشید. پس محدودیت های خیلی دوستانه تری برای استقرار در مقیاس بزرگ دارید. می تونید محیط رو نقشه برداری کنید و محیط هم تغییر نمی کنه، درسته؟
تنها چیزی که ممکنه پویایی رو تغییر بده، هر نوع تعامل با انسان ها [در کارخانه] هست.
که نکته مهمی هم هست.
واسه همینه که رابط کاربری (UI) خیلی مهمه. ما هنوز نشون ندادیم که قراره چه شکلی باشه، اما یه خلاصه بهتون می گم: باید حس دوستانه ای داشته باشه، چون قراره مدت زیادی با انسان ها کار کنه. اما نباید جوری باشه که احمقانه به نظر برسه و تهش یه برچسب “بزن به پشتم” روش بچسبونن، درسته؟
خیلی از ربات ها هم به سمت این فرم های عضلانی و لاغر رفتن که شبیه ترمیناتور هستن. نمی دونم چرا. حدس می زنم فیلم های علمی تخیلی یا چیزی باعث شده دنیای طراحی صنعتی این کار رو بکنه. یه نسخه ای از ربات ها هست که همه شون یه جورایی شبیه هم می شن؛ این فرم های بدنی ورزشکارانه و دونده. من فکر می کنم فرم دیگه ای وجود داره که می تونه خیلی خوش برخوردتر به نظر بیاد، اما احمقانه نباشه.
دارم یه خط فکری مشترک بین کاری که با “آلسو” کردید و طرز فکرتون در مورد ماژولار بودن در “مایند” می بینم.
یه بخشاییش آره.
نکته دیگه ریویان هست. اگه در سال 2018 (1397) از کسی می پرسیدید یه وانت 1000 اسب بخاری چه شکلیه، اگه چشماتون رو هم می بستید، به R1 فکر نمی کردید. بنابراین، فکر می کنم ایده اینه که می تونید تمام این قابلیت ها رو داشته باشید، اما لازم نیست ترسناک یا وحشتناک به نظر بیاد. می تونه دوستانه باشه – این یه باور طراحی و زیبایی شناسیه که به رباتیک هم منتقل خواهد شد. این باور می تواند در طراحی یک ربات کارخانه ای جدید نیز تاثیرگذار باشد.
رویکرد اسکارینج در تاسیس این استارتاپ های موازی نشان می دهد که آینده اتوماسیون لزوما در گرو ساخت ربات های انسان نمای فوق پیشرفته برای محیط های خانگی نیست، بلکه در بهینه سازی ابزارهایی نهفته است که با درک درست از نیازهای کارخانه ای، کارایی را در مقیاس صنعتی افزایش می دهند. این دیدگاه می تواند مسیر جدیدی را برای تعامل هوشمند انسان و ماشین در محیط های کاری سخت باز کند.