جمعه شب، من و دوست پسرم روی مبل نشسته بودیم و داشتیم از یه شب آروم که توش قرار بود با هم هیچ کاری نکنیم لذت می بردیم. مسابقه بیسبال رو پخش کردیم، اون گیتارم رو برداشت و من هم با هیجان بازی «پوکمون پوکوپیا» (Pokémon Pokopia) رو اجرا کردم؛ این بازی جدید فرنچایز 30 ساله که یه شبیه ساز زندگی دنج و متفاوته و شبیه هیچ کدوم از بازی های قبلی پوکمون نیست و در واقع یک بازی پوکمون بازسازی است.
همون طور که بازی می کردم، تجربه م رو بلند تعریف می کردم و توضیح می دادم که چطوری دارم زیستگاه می سازم تا سطح راحتی دوستای پوکمونم رو بالا ببرم، چون هدف اصلی بازی همینه.
موقع بازی به دوست پسرم گفتم: «اونیکس (Onix) توی یه غار گیر کرده، اما من نمی تونم دیوارها رو بشکنم؛ واسه همین اسکوئرتل (Squirtle) پیشنهاد داد یه مهمونی بگیریم تا بارون بیاد و سنگ ها نرم بشن. اما من و اسکوئرتل نمی دونیم “جشن” یعنی چی، واسه همین باید از پروفسور تان گروث (Professor Tangrowth) بپرسیم “پارتی گرفتن” یعنی چی.»
وقتی بالاخره تونستم باعث بارش بارون بشم و کیوگر (Kyogre) رو بیدار کنم، خیلی خوشحال شدم؛ اما بعدش چارمندر (Charmander) که بهم می گه «بِستی» (رفیق صمیمی)، متوجه شد که بارون باعث می شه آتیش دمش خاموش بشه. واسه همین مجبور شدم با کمک دوستامون تیم بور (Timburr) و هیت مون چان (Hitmonchan)، یه کلبه کوچیک برای سرپناه براش بسازم.
یهو دیدم ساعت 11:30 شبه. فقط به خاطر این سرم رو بالا آوردم چون مسابقه بیسبال داشت تموم می شد. با کمال وحشت دیدم دوست پسرم کنارم روی مبل خوابش برده.
اصلا نفهمیده بودم که خوابیده. اون قدر غرق ساختن زیستگاه برای دوستای پوکمونم شده بودم که متوجه نشدم اون دیگه جواب حرفام رو نمی ده… چون دیگه بیدار نبود. در حالی که اون روی مبل داشت چرت می زد، من یه ریز داشتم با جزئیات تمام براش تعریف می کردم که چطوری دارم یه زیستگاه ساحلی رو برای مجیکارپ (Magikarp) بازسازی می کنم. کاملا توی دنیای خودم بودم و هیجان من از این بازی پوکمون بازسازی کاملا قابل درک بود.
اون موقع و همین الان هم از این اتفاق خجالت می کشم. برای دلخوشی خودم، چاره ای ندارم جز اینکه باور کنم این سوتی رو نه به خاطر بی توجهی به شریک زندگیم، بلکه به خاطر این دادم که «پوکوپیا» واقعا بازی خوبیه؛ پس تقصیر من نیست که به یه اونیکس خیالی که توی غار گیر کرده بود بیشتر از یه انسان واقعی که کنارم بود توجه کردم. این بازی پوکمون بازسازی واقعا خوبیه! (باید می دیدید اون اونیکس چقدر بی پناه به نظر می رسید! کی می دونه چند وقت اونجا گیر کرده بود؟)
«پوکوپیا» ترکیبی از بازی های «انیمال کراسینگ»، «استاردو ولی» و «ماینکرفت» هست، اما در منطقه کانتوی پوکمون روایت می شه که حالا به یه ویرانه پساآخرالزمانی تبدیل شده. با توجه به این فضای دلگیر، واقعا تحسین برانگیزه که «پوکوپیا» هنوز هم کاملا در دسته بازی های دنج و آرامش بخش (Cozy Gaming) قرار می گیره.
من تنها کسی نیستم که معتاد «پوکوپیا» شده. به نظر می رسه بازی اون قدر محبوبه که فروشش از حد انتظار فراتر رفته و باعث شده آمازون قیمت نسخه های فیزیکی رو 10 دلار گرون تر کنه و به قیمت گزاف 80 دلار برسونه (البته نسخه دیجیتالی بازی هم برای دانلود موجوده). همچنین این اولین بازی انحصاری «سوییچ 2» هست که اون قدر سر و صدا راه انداخته که مردم رو ترغیب کنه برن و کنسول جدید رو بخرن.
چند بازی اخیر سری اصلی پوکمون, مثل «پوکمون اسکارلت» و «پوکمون ویولت»، با استقبال نه چندان گرمی روبه رو شدن؛ بازی ها پر از باگ بودن و طراحی دنیای باز اون قدرها جذاب نبود که عجله ای ساخته شدنشون رو جبران کنه. حتی من که طرفدار قدیمی پوکمونم و هر بازی که این فرنچایز بده رو وظیفه شناسانه می خرم، حس می کنم نسخه های اخیر بعد از تموم کردن داستان اصلی دیگه جذابیتشون رو از دست می دادن. ولی بازی پوکمون بازسازی پوکوپیا با دنیای گسترده و طراحی هوشمندانه ش، فراتر از حد تصور من ظاهر شده.
در بازی پوکمون بازسازی پوکوپیا چهار منطقه اصلی وجود داره، به علاوه یه نسخه آزمایشی (Sandbox) از شهر پلت (Palette Town) برای بازی گروهی. اگه بخوام حدس بزنم، فکر کنم از وقتی که بازی کمتر از یه هفته پیش منتشر شده، من یه 20 ساعتی بازی کردم (اوه!) و هنوز حتی به نصف داستان اصلی هم نرسیدم. حس بی پایان بودن فوق العاده ای داره، حتی اگه واقعا این طور نباشه؛ ولی می تونم تصور کنم که سازنده ها مناطق جدیدی رو برای کاوش در قالب پک های الحاقی (DLC) عرضه کنن، با اینکه قیمت خود بازی همین الان هم 70 دلاره.
کمتر بازی ای بوده که من رو این طوری در حالت غرقگی (Flow State) قرار بده. سخته که این حس رو با زمان انتشار «انیمال کراسینگ: نیو هورایزنز» مقایسه نکنم، اما خوشبختانه این بار دیگه خبری از شروع قرینه سراسری پاندمی نیست که بخواد زندگیمون رو برای مدت نامعلومی تغییر بده.
خیلی چیزها در دنیا از زمان انتشار «انیمال کراسینگ» بهتر شده هورا برای واکسن های کرونا! و با این حال، خیلی چیزها هم همون شکلی مونده. دونالد ترامپ دوباره رئیس جمهوره. دولت فدرال داره مامورهای مسلح رو سراغ مردم عادی می فرسته که برای حقوق مدنی تجمع کردن. شرایط جوی شدید داره به یه امر عادی تبدیل می شه. اوضاع هنوز هم بد به نظر می رسید.
مثل «انیمال کراسینگ»، بازی کردن «پوکوپیا» هم یه نوع فرار و سرگرمیه، اما به شکلی به دنیای واقعی ما گره خورده که سفر به جزیره تام نوک (Tom Nook) این طوری نبود. این بازی پوکمون بازسازی یک تجربه منحصر به فرد ارائه می دهد.
پوکوپیا: یک بازی پوکمون بازسازی در دنیای پساآخرالزمانی
در منطقه پساآخرالزمانی کانتو در بازی «پوکوپیا»، شما در نقش یه «دیتو» (Ditto) بازی می کنید که تغییر شکل داده تا شبیه مربی سابقش بشه، مربی ای که به طرز عجیبی ناپدید شده. در واقع، همه انسان ها رفتن و وقتی شما به طور تصادفی توی یه غار با پروفسور تان گروث روبرو می شید، این پوکمونِ گیاهیِ پیر سال هاست که موجود دیگه ای رو ندیده.
در ابتدا مشخص نیست چه اتفاقی افتاده که کانتو رو به یه ویرانه تبدیل کرده، اما همون طور که دیتوی شما خرابه ها رو جستجو می کنه و زیستگاه ها رو بازسازی می کنه تا پوکمون های جدید پیدا کنه، با تکه هایی از یادداشت های روزانه، مقالات روزنامه و نامه هایی روبرو می شید که کمک می کنن بفهمید چه اتفاقی افتاده: یه جور فاجعه اقلیمی رخ داده و در نتیجه، همه انسان ها ناپدید شدن. در این بازی پوکمون بازسازی، کشف این تاریخچه اهمیت زیادی دارد.
پیکاچو در این بازی با نام «پیکی چو» (Peakychu) ظاهر می شه، یه موجود رنگ پریده که توانایی تولید الکتریسیته رو از دست داده، و اسنورلکس (Snorlax) اون قدر طولانی توی یه غار تنها خوابیده که با خزه پوشیده شده و بخشی از منظره شده. واقعا وحشتناکه.
در ادامه تصویری از محیط جذاب و طراحی هنری این عنوان را مشاهده می کنید که حال و هوای خاص کانتو را به خوبی به تصویر کشیده است.

همان طور که در تصویر بالا مشخص است، گرافیک بازی با وجود فضای ویرانه، همچنان حس دنج و آرامش بخش خود را حفظ کرده و این معمای آخرالزمانی باعث می شه هر تیکه اطلاعات جدید، هیجان انگیز و البته کمی دلهره آور باشه.
توی یه یادداشت از یه «پوکه مارت» (Poké Mart) قدیمی اومده: «همه می دونیم که سرویس های پخش موسیقی محبوب به خاطر افزایش شدید هزینه های سرور در سراسر جهان، مجبور شدن یکی یکی تعطیل بشن. در حالی که دوستداران موسیقی هنوز دارن برای از دست رفتن این سرویس ها عزاداری می کنن، این اتفاق در دنیای موسیقی خبر بدی نیست!»
در ادامه یادداشت توضیح داده شده که مردم دوباره سراغ سی دی هایی رفتن که «اجداد ما» استفاده می کردن و دیگه نیازی به پرداخت هزینه اشتراک ندارن، حالا هر چند بار که می خوای بهشون گوش بده.
جالبه که نینتندو داره مدل شکست خورده استریم موسیقی رو مسخره می کنه، اما بخش مربوط به هزینه های سرور برای دنیای امروز ما زیادی واقعی به نظر می رسه. از اونجایی که ابزارهای هوش مصنوعی و جدیدترین قابلیت های چت جی پی تی و به روزرسانی های مهم آن که به سرعت دارن رشد می کنن به قدرت پردازشی خیلی زیادی نیاز دارن، نزدیک به 3000 مرکز داده پرمصرف در ایالات متحده در حال ساخته شدنه که به 4000 مرکز فعلی اضافه می شه.
تقاضا برای قدرت پردازشی اون قدر بالاست که صنعت تکنولوژی با کمبود شدید رم (RAM) مواجه شده، اون قدر که قیمت مک بوک پروهای جدید تا 400 دلار افزایش پیدا کرده.
بحران اقلیمی؟ هزینه های سرور؟ مدل های شکست خورده استریم موسیقی؟ انگار نینتندو سعی داره یه حرف هایی درباره وضعیت فعلی دنیا بزنه.
اما در حالی که «انیمال کراسینگ» صرفا فرار از واقعیت بود، «پوکوپیا» این بازی پوکمون بازسازی حداقل به شما این حس رو می ده که واقعا دارید یه دنیای ویران شده رو احیا می کنید. دیدن شهر ورمیلیون (Vermilion City) در مخروبه ها ناراحت کننده ست، اما همین باعث می شه وقتی با بقیه پوکمون ها همکاری می کنید تا دوباره الکتریسیته رو کشف کنید، محیط رو روشن کنید و ابرهای تیره رو با درخشش نور کنار بزنید، لذت بیشتری ببرید.
پوکوپیا فراتر از یک سرگرمی ساده، آینه ای از دغدغه های دنیای امروز ماست که با مکانیسم های پاداش دهنده خود، به بازیکن حس تاثیرگذاری در دنیایی را می دهد که تشنه بازیابی روشنایی و امید است.
‘Pokémon Pokopia’ is a game about rehabilitating a broken world and I love it