پلتفرم CollectivIQ با ادغام خروجی های چندین مدل زبانی، تلاش می کند پاسخ های دقیق هوش مصنوعی را با امنیت بالا در اختیار سازمان ها قرار دهد تا از اطلاعات حساس آن ها محافظت کند.
جان دیوی (John Davie) دلش می خواست Buyers Edge Platform، همون شرکت تدارکات هتلداری که خودش تاسیس کرده و هنوزم مدیریتش می کنه، از موج هوش مصنوعی عقب نمونه. اما وقتی دور و برش رو نگاه کرد، گزینه های موجود این مدیرعامل رو راضی نکرد. راه حلش CollectivIQ بود؛ یه شرکت مستقر در بوستون که توی دلِ Buyers Edge Platform شکل گرفته و با نشون دادن جواب هایی که همزمان از ChatGPT، Gemini، Claude، مدل Grok از xAI و حدود 10 مدل دیگه می گیره، پاسخ های دقیق هوش مصنوعی بیشتری برای سوالات هوش مصنوعی به کاربرها می ده.
دیوی به TechCrunch گفت وقتی چند سال پیش ابزارهای جدید هوش مصنوعی وارد بازار شدن، خیلی بابت پتانسیلشون هیجان زده بود و کارمندهاش رو تشویق کرد که امتحانشون کنن. اما این خوش بینی خیلی طول نکشید.
چالش های یافتن پاسخ های دقیق هوش مصنوعی
دیوی گفت: «حدود یک سال پیش یهو به خودمون اومدیم؛ فهمیدیم اگه کارمندهامون همین طوری از هر ابزار هوش مصنوعی یا حتی اکانت های شخصی خودشون استفاده کنن، ممکنه این مدل ها با اطلاعات شرکت ما آموزش ببینن. این یعنی عملا داشتیم به رقبامون برتری می دادیم.»
دیوی سراغ قراردادهای امن تر هوش مصنوعی برای سازمان ها رفت و با قراردادهای طولانی مدت و گرونی برای مدل های زبانی بزرگ روبرو شد که به جای پاسخ های دقیق هوش مصنوعی، اطلاعات غلط تحویل می دادن و دچار توهم می شدن.
اون گفت: «اصلا دوست نداشتیم مجبور بشیم تصمیم بگیریم کدوم کارمندها حق دارن از هوش مصنوعی استفاده کنن. بدتر از اون، کارمندها از جواب های خیالی و جهت گیرانه شاکی بودن. به جای پاسخ های دقیق هوش مصنوعی، بعضی وقت ها جواب های کاملا غلطی می گرفتیم که سر از ارائه های پاورپوینت و پروپوزال ها درمی آوردن.»
اون مدیر فناوری شرکتش رو به چالش کشید تا یه چیز بهتر بسازه.
CollectivIQ؛ پلتفرمی برای پاسخ های دقیق هوش مصنوعی
نتیجه ش شد CollectivIQ. این محصول ابزاری ساخته که همزمان از چندین مدل زبانی بزرگ، از جمله مدل های OpenAI، Anthropic، Google و xAI کوئری می گیره. این نرم افزار دنبال اطلاعات مشترک و متفاوت می گرده تا یه جواب ترکیبی بسازه که هدفش ارائه پاسخ های دقیق هوش مصنوعی نسبت به جواب تک تک اون مدل ها به تنهاییه.
این شرکت ادعا کرده که تمام داده های مربوط به دستورات (prompts) در CollectivIQ رمزگذاری می شن و بعد از استفاده پاک می شن تا حریم خصوصی در سطح سازمانی حفظ بشه.
دیوی گفت: «به عنوان کسی که عاشق تکنولوژیه ، آدم همیشه دنبال بهترینِ بهترین هاست، مگه نه؟ همیشه دلت می خواد آخرین و خفن ترین آیفون یا لپ تاپ یا ابزار رو داشته باشی. منم می خواستم کارمندهایم به بهترین پاسخ های دقیق هوش مصنوعی دسترسی داشته باشند، اما واقعا چیزی توی بازار نبود که بتونه همه این ها رو یه جا جمع کنه.»
CollectivIQ از اوایل سال 1404 شمسی (اوایل 2026 میلادی) شروع به ارائه داخلی این نرم افزار برای کارمندهای خودش کرد. دیوی گفت که بازخورد اولیه خیلی قوی بود، به خصوص در زمینه پاسخ های دقیق هوش مصنوعی. وقتی دیوی متوجه شد خیلی از مشتری های Buyers Edge Platform هم با همین گیجی یا تردید برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی دست و پنجه نرم می کنن، شرکت تصمیم گرفت اون رو به صورت عمومی عرضه کنه.
این نرم افزار با استفاده از APIهای سازمانیِ مدل های هوش مصنوعی ساخته شده. CollectivIQ هزینه توکن ها رو پرداخت می کنه و مشتری ها بر اساس میزان مصرفشون هزینه می دن؛ دیوی امیدوارم این روش به شرکت کمک کنه تا در بازار شلوغ هوش مصنوعی سازمانی، با ارائه پاسخ های دقیق هوش مصنوعی، متمایز بشه.
دیوی گفت: «امیدوارم این موضوع برای شرکت هایی که می بینن لازم نیست تعهد طولانی مدت بدن، مثل یه نفس تازه باشه. اون ها فقط بابت ارزشی که دریافت می کنن پول می دن.»
تمام سرمایه CollectivIQ رو خودِ دیوی تامین کرده و به TechCrunch گفته که قصد داره در ادامه همین سال به دنبال جذب سرمایه خارجی بره. برای دیوی، بازگشت به مسیر ساخت یه استارتاپ جدید، اون هم تقریبا 28 سال بعد از راه اندازی شرکت فعلیش، خیلی لذت بخش بوده.
دیوی گفت: «واقعا حس قدیما رو داره؛ اینکه دوباره از صفر شروع کنیم، با منابع محدود بسازیم و حسابی درگیر جزئیات مدل های زبانی، پس آموزش و کلی چیز دیگه بشیم که توشون آموزش ندیده بودم. خیلی باحال و هیجان انگیزه. من دوشادوش توسعه دهنده های نرم افزار می شینم و محصول رو می سازیم؛ دقیقا همون طوری که شرکت اصلیم رو راه انداختم. واقعا خوش می گذره.»
تلاش برای همگام شدن با تحولات سریع دنیای فناوری، جان دیوی را به مسیری بازگرداند که در آن نوآوری و امنیت در اولویت قرار دارند. ایجاد ابزاری که بتواند خلاهای موجود در مدل های فعلی را پر کند، نه تنها پاسخی به نیازهای داخلی یک شرکت بزرگ بود، بلکه پتانسیل تغییر نحوه تعامل سازمان ها با هوش مصنوعی را در ابعاد گسترده تر نشان می دهد.
One startup’s pitch to provide more reliable AI answers: Crowdsource the chatbots