خانه استارتاپ و سرمایه‌گذاری مسخره ترین اتفاقات فناوری در سال 1404؛ از سوپ زاکربرگ تا توالت های هوشمند
مسخره ترین اتفاقات فناوری در سال 1404؛ از سوپ زاکربرگ تا توالت های هوشمند

مسخره ترین اتفاقات فناوری در سال 1404؛ از سوپ زاکربرگ تا توالت های هوشمند

در این مقاله:

دنیای تکنولوژی در کنار پیشرفت های بزرگ، با جنبه های عجیب و مضحکی همراه است که از اشتباهات آشپزی مدیران تا ادعاهای دروغین امنیتی را شامل می شود؛ بررسی مسخره ترین اتفاقات فناوری نشان می دهد که حتی در پیشرفته ترین صنایع نیز رفتارهای انسانی غیرمنتظره و لحظات خنده دار به وفور یافت می شود.

صنعت تکنولوژی اینقدر سریع پیش میره که واقعا سخته بشه پا به پای اتفاقاتی که امسال افتاده جلو رفت. ما شاهد این بودیم که نخبگان تکنولوژی چطور خودشون رو با دولت آمریکا گره زدن، شرکت های هوش مصنوعی برای تسلط بر بازار با هم جنگیدن و تکنولوژی های آینده نگرانه ای مثل عینک های هوشمند و تاکسی های رباتیک وایمو خارج از حباب سانفرانسیسکو کمی ملموس تر شدن. می دونید، همون چیزهای مهمی که قرارِ تا سال ها روی زندگی ما تاثیر بذارن. اما در کنار این پیشرفت ها، شاهد برخی از مسخره ترین اتفاقات فناوری هم بودیم.

اما دنیای تکنولوژی اونقدر پر از شخصیت های بزرگ و عجیب غریبه که همیشه یه اتفاق واقعا احمقانه در حال افتادنه؛ اتفاقاتی که طبیعتا وقتی کل اینترنت از کار می افته، یا تیک تاک فروخته میشه، یا یه نشت داده بزرگ رخ میده، زیر سایه «اخبار واقعی» گم میشن. حالا که (امیدواریم) سرعت اخبار کمی کم شده، وقتش رسیده که بریم سراغ احمقانه ترین لحظاتی که از دست دادید – نگران نباشید، فقط یکی از اون ها به توالت مربوط میشه! در این مطلب، به مرور برخی از مسخره ترین اتفاقات فناوری خواهیم پرداخت.

مارک زاکربرگ از مارک زاکربرگ شکایت کرد؛ یکی از مسخره ترین اتفاقات فناوری

مارک زاکربرگ، وکیل ورشکستگی اهل ایندیانا، شکایتی رو علیه مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا، تنظیم کرد.

تقصیر مارک زاکربرگ نیست که اسمش مارک زاکربرگ گذاشته شده. اما مثل میلیون ها صاحب کسب وکار دیگه، مارک زاکربرگ برای تبلیغ فعالیت های حقوقی خودش به مشتریان احتمالی، تبلیغات فیس بوک خرید. صفحه فیس بوک مارک زاکربرگ مدام به دلیل جعل هویت مارک زاکربرگ، با تعلیق های بی دلیل مواجه می شد. به همین خاطر، مارک زاکربرگ اقدام قانونی کرد چون مجبور بود هزینه تبلیغات رو در زمان تعلیق پرداخت کنه، در حالی که هیچ قانونی رو نقض نکرده بود.

این موضوع برای مارک زاکربرگ که از زمانی که مارک زاکربرگ سه سالش بود مشغول وکالت بوده، به یک سرخوردگی مداوم تبدیل شده. مارک زاکربرگ حتی یک وب سایت به آدرس iammarkzuckerberg.com راه انداخت تا به مشتریان احتمالی ش توضیح بده که اون، اون یکی مارک زاکربرگ نیست!

او در وب سایتش نوشت: «موقع رزرو کردن یا انجام کارهای تجاری نمی تونم از اسمم استفاده کنم، چون مردم فکر می کنن دارم سرکارشون می ذارم و تلفن رو قطع می کنن. زندگی من گاهی شبیه اون تبلیغ مایکل جردن در ESPN میشه، جایی که اسم یک آدم معمولی باعث قاطی شدن همیشگی همه چیز میشه.»

وکلای متا احتمالا خیلی سرشون شلوغه، پس ممکنه مدتی طول بکشه تا مارک زاکربرگ بفهمه تهِ این ماجرا چی میشه. اما واقعا فکر کردید من یادآور تقویمم رو برای مهلت بعدی ثبت اسناد این پرونده تنظیم نکردم? (اگه براتون سواله، تاریخش 1 اسفند هست).

سوهام پارخ، سیلیکون ولی رو گول زد

همه چیز از زمانی شروع شد که بنیان گذار Mixpanel، یعنی سهیل دوشی، در شبکه اجتماعی X پستی گذاشت تا به بقیه کارآفرین ها درباره مهندس جوونی به اسم سوهام پارخ هشدار بده. دوشی، پارخ رو برای شرکت جدیدش استخدام کرده بود و بعد خیلی زود متوجه شد که اون هم زمان برای چندین شرکت دیگه هم کار می کنه.

دوشی در X نوشت: «من این آقا رو در هفته اول اخراج کردم و بهش گفتم دست از دروغ گفتن و کلاهبرداری از مردم بردارد. یک سال گذشته و اون هنوز متوقف نشده. دیگه عذر و بهانه ای پذیرفته نیست.»

معلوم شد که دوشی تنها نبوده – اون گفت که دقیقا همون روز، سه تا بنیان گذار دیگه باهاش تماس گرفتن تا بابت هشدارش تشکر کنن، چون همون موقع پارخ رو در استخدام خودشون داشتن.

از نظر بعضی ها، پارخ یک متقلب بی اخلاق بود که از استارتاپ ها برای پول سریع سوءاستفاده می کرد. اما از نظر بقیه، اون یک افسانه بود! اخلاقیات به کنار، واقعا تحسین برانگیزه که آدم بتونه در این همه شرکت استخدام بشه، اونم وقتی استخدام در حوزه تکنولوژی اینقدر رقابتیه.

کریس باکی، بنیان گذار پلتفرم Laskie، در X نوشت: «سوهام پارخ باید یک شرکت آمادگی برای مصاحبه راه بندازه. اون قطعا یکی از بهترین مصاحبه شونده های تمام دورانه. اون باید علنا اعتراف کنه که کار بدی کرده و مسیرش رو به سمتی تغییر بده که جزو 1 درصد برتر دنیاست.»

پارخ اعتراف کرد که بله، گناهکاره و هم زمان برای چندین شرکت کار می کرده. اما هنوز چندتا سوال بی پاسخ درباره داستانش وجود داره – اون ادعا می کنه که به همه این شرکت ها دروغ می گفته تا پول دربیاره، اما معمولا در بسته های حقوقی ش، سهام رو به پول نقد ترجیح می داده (نقد شدن سهام ممکنه سال ها طول بکشه و پارخ هم که خیلی زود اخراج می شد). واقعا اونجا چه خبر بوده؟ این یکی از مسخره ترین اتفاقات فناوری است که سوالات زیادی را بی پاسخ می گذارد.

سام آلتمن از روغن زیتون اشتباه استفاده کرد

مدیرعامل های تکنولوژی بابت خیلی چیزها انتقاد می شن، اما معمولا بابت آشپزی شون نه! وقتی سام آلتمن، مدیرعامل OpenAI، به مجموعه «ناهار با FT» روزنامه فایننشال تایمز پیوست، برایس الدر، نویسنده این روزنامه، متوجه یک اشتباه فجیع در ویدئوی پاستا درست کردن سام آلتمن شد: اون بلد نبود از روغن زیتون درست استفاده کنه!

آلتمن از روغن زیتون برند محبوب Graza استفاده می کرد که دو نوع روغن داره: Sizzle که مخصوص پخت وپزه و Drizzle که برای روی غذاست. دلیلش اینه که روغن زیتون وقتی حرارت می بینه طعمش رو از دست میده، پس نباید گرون ترین بطری تون رو برای تفت دادن چیزی هدر بدید، در حالی که می تونید اون رو روی سس سالاد بریزید و از طعمش لذت ببرید. این روغن زیتون خوش طعم تر از زیتون های برداشت زودهنگام درست میشه که طعم قوی تری دارن اما تولیدشون گرون تر تموم میشه.

به قول الدر: «آشپزخانه او کاتالوگی از ناکارآمدی، کج فهمی و اسراف است.»

مقاله الدر قرار بود خنده دار باشه، اما اون سبک آشپزی بی دقت آلتمن رو به استفاده بیش از حد و بی محابای OpenAI از منابع طبیعی ربط داد. این نقد به آشپزی سام آلتمن جنجال زیادی در جامعه تکنولوژی به راه انداخت و نشان داد که حتی جزئیات کوچک هم می توانند مورد توجه قرار گیرند.

مارک زاکربرگ ظاهرا خودش برای کارمند OpenAI که می خواست استخدامش کنه، سوپ برده

اگه بخواید یک روایت تعیین کننده برای تکنولوژی در سال 1404 انتخاب کنید، احتمالا اون رقابت تسلیحاتی در حال تکامل بین شرکت هایی مثل OpenAI، متا، گوگل و آنتروپیک خواهد بود که هر کدوم سعی دارن با عجله در عرضه مدل های هوش مصنوعی پیشرفته تر، از بقیه جلو بزنن. متا به خصوص در تلاش هاش برای جذب محقق های بقیه شرکت ها خیلی تهاجمی عمل کرده و تابستون امسال چندین محقق OpenAI رو استخدام کرد. سام آلتمن حتی گفت که متا به کارمندهای OpenAI پیشنهاد پاداش 100 میلیون دلاری برای امضای قرارداد داده که خود یکی از مسخره ترین اتفاقات فناوری این دوره بود.

در حالی که می شه بحث کرد که پاداش 100 میلیون دلاری مسخره ست، اما دلیل حضور درامِ استخدامی OpenAI و متا در این لیست این نیست. در آذر ماه، مارک چن، مدیر ارشد تحقیقات OpenAI، در یک پادکست گفت که شنیده مارک زاکربرگ خودش شخصا برای افرادی که قصد جذبشون رو داشته، سوپ برده!

چن در برنامه Core Memory اشلی ونس گفت: «می دونید، قصه های جالبی اینجا هست؛ مثلا زاک واقعا پاشد و خودش برای آدم هایی که سعی داشت از شرکت ما جذب کنه، سوپ برد.»

اما چن هم نمی خواست به همین راحتی از تقصیر زاک بگذره – بالاخره اون سعی کرده بود زیردست های مستقیمش رو با سوپ گول بزنه! پس چن هم پاشد و به کارمندهای متا سوپ خودش رو داد. تحویل بگیر مارک!

برای ساخت لگو NDA امضا کنید، پیتزا هم میدیم

یک جمعه شب در دی ماه، نات فریدمن، سرمایه گذار و مدیرعامل سابق گیت هاب، یک پیشنهاد وسوسه کننده در X گذاشت: «به چند نفر داوطلب نیاز دارم که امروز بیان دفترم در پالو آلتو تا یک ست لگوی 5000 قطعه ای رو بسازیم. پیتزا هم میدم. باید قرارداد عدم افشا (NDA) امضا کنید. لطفا پیام بدید.» این یکی از مسخره ترین اتفاقات فناوری بود که کنجکاوی زیادی را برانگیخت.

اون موقع، ما وظیفه خبرنگاری مون رو انجام دادیم و از فریدمن پرسیدیم که آیا این پیشنهاد جدیه؟ اون جواب داد: «بله.»

الان هم به اندازه همون دی ماه سوال تو ذهنمه. چی داشت می ساخت؟ چرا NDA؟ آیا یک فرقه مخفی لگوی سیلیکون ولی وجود داره؟ پیتزاش خوب بود؟

حدود شش ماه بعد، فریدمن به عنوان مدیر محصول در آزمایشگاه های سوپرهوش مصنوعی متا به این شرکت پیوست. این موضوع احتمالا ربطی به لگوها نداره، اما شاید مارک، نات رو هم با سوپ راضی کرده باشه که به متا بیاد.

برایان جانسون سفر با قارچ های جادویی ش رو لایو گذاشت

مصرف قارچ جادویی (Shrooms) چیز جالبی نیست. لایو گذاشتن ازش هم جالب نیست. اما لایو گذاشتن ازش با حضور افتخاری گرایمز و مارک بنیوف (مدیرعامل سیلزفورس) به عنوان بخشی از تلاش مشکوک شما برای جاودانه شدن، متاسفانه جالبه و جزو مسخره ترین اتفاقات فناوری محسوب می شود!

برایان جانسون که میلیون ها دلارش رو از فروش استارتاپ فین تک Braintree به دست آورده می خواد تا ابد زنده بمونه. اون مراحل کارش رو در شبکه های اجتماعی ثبت می کنه؛ از تزریق پلاسمای خون پسرش گرفته تا خوردن بیش از 100 قرص در روز و تزریق بوتاکس به اندام جنسی ش. خب، پس چرا تست نکنه که آیا قارچ های سیلوسایبین می تونن طول عمر آدم رو در یک آزمایش علمی که قطعا به بیش از یک سوژه نیاز داره، افزایش بدن یا نه؟

چیزهای احمقانه زیادی درباره این موقعیت وجود داره، اما من بیشتر از همه از این شوکه شدم که چقدر این لایو حوصله سربر بود! جانسون موقع سفر با قارچ، از میزبانی لایو کمی کلافه شد که خب واقعا منطقی هم هست. پس بیشتر زمانِ مراسم رو روی یک تشک دونفره زیر یک پتوی سنگین و با چشم بند در یک اتاق کاملا کرم رنگ دراز کشید. مهمون های مختلفش همچنان در لایو بودن و با هم حرف می زدن، اما جانسون چون در پیله خودش بود، زیاد مشارکت نمی کرد. بنیوف درباره انجیل حرف زد. ناوال راویکانت هم جانسون رو یک سازمان غذا و داروی (FDA) تک نفره نامید. یک یکشنبه معمولی بود.

در این تصویر، برایان جانسون را در حال گذراندن یکی از مراحل آزمایشی خود برای افزایش طول عمر مشاهده می کنید که بازخوردهای متفاوتی در فضای مجازی داشت.

تصویری از برایان جانسون در حال سفر با قارچ جادویی، یکی از مسخره ترین اتفاقات فناوری

تصویری که در بالا مشاهده کردید، بخشی از تلاش های غیرمتعارف جانسون برای ثبت تمام جزئیات مسیر جوانسازی اش است که تعجب بسیاری از منتقدان را برانگیخت.

جمینای و کلود با بازی پوکمون با مفهوم مرگ روبرو شدن

جمینای هم مثل برایان جانسون از مرگ می ترسه.

برای محقق های هوش مصنوعی، تماشای اینکه یک مدل هوش مصنوعی چطور بازی هایی مثل پوکمون رو پیش می بره، یک معیار مفید (بنچمارک) به حساب میاد. دو توسعه دهنده که وابستگی به گوگل و آنتروپیک نداشتن، لایو استریم هایی در توییچ به اسم «جمینای پوکمون بازی می کند» و «کلود پوکمون بازی می کند» راه انداختن، جایی که هر کسی می تونه در لحظه ببینه چطور یک هوش مصنوعی سعی می کنه یک بازی ویدئویی کودکانه متعلق به بیش از 25 سال پیش رو انجام بده.

با اینکه هیچ کدومشون در بازی خیلی خوب نیستن، اما هم جمینای و هم کلود واکنش های خیره کننده ای به احتمال «مردن» نشون دادن (اتفاقی که وقتی همه پوکمون های شما از حال برن می افته و شما به آخرین «مرکز پوکمون» که دیدید منتقل می شید). وقتی جمینای 2.5 پرو به «مردن» نزدیک می شد، شروع به «وحشت زدگی» می کرد. «فرایند تفکرش» نامنظم تر می شد و مدام تکرار می کرد که باید پوکمون هاش رو درمان کنه یا از یک طناب فرار برای بیرون رفتن از غار استفاده کنه.

محقق های گوگل در مقاله ای نوشتن که «به نظر می رسد این حالت از عملکرد مدل با یک افت کیفی قابل مشاهده در توانایی استدلال مدل مرتبط باشد.» من نمی خوام به هوش مصنوعی ویژگی های انسانی بدم، اما اینکه آدم بابت چیزی استرس بگیره و بعد به خاطر اضطرابش عملکرد ضعیفی داشته باشه، یک تجربه به طرز عجیبی انسانیه. جمینای عزیز، من این حس رو خوب می فهمم!

در همین حال، کلود رویکردی پوچ گرایانه (نیهیلیستی) در پیش گرفت. وقتی در غار کوه ماه (Mt. Moon) گیر افتاد، این هوش مصنوعی استدلال کرد که بهترین راه برای خروج از غار و پیشروی در بازی اینه که عمدا «بمیره» تا به یک مرکز پوکمون منتقل بشه. اما کلود به این نتیجه نرسیده بود که نمی تونه به مرکز پوکمونی که هرگز ندیده (یعنی مرکز بعدی بعد از کوه ماه) منتقل بشه. بنابراین خودش رو به کشتن داد و سر از همون ابتدای غار درآورد. این یک شکست برای کلود بود.

در ادامه، تصویری از محیط بازی که در آن مدل هوش مصنوعی کلود سعی دارد با استراتژی های خاص خود در دنیای پوکمون پیشروی کند را مشاهده می کنید.

کلود پوکمون بازی می کند، از مسخره ترین اتفاقات فناوری

مدل های هوش مصنوعی وقتی در شرایطی مانند بازی های ویدئویی قرار می گیرند، رفتارهای غیرمنتظره ای از خود نشان می دهند که گاهی شبیه به منطق انسانی است.

خلاصه که جمینای از مرگ وحشت داره، کلود داره نیچه ی موجود در داده های آموزشی ش رو بیش از حد جدی می گیره و برایان جانسون هم که در توهم قارچه. اینطوری داریم با فانی بودن خودمون کنار میایم.

دوست دختر انیمه ای هوش مصنوعی ایلان ماسک

می خواستم «اره برقی هدیه دادن رئیس جمهور آرژانتین به ایلان ماسک» رو در لیست بذاریم، اما کارهای ماسک در بخش DOGE شاید اونقدر اعصاب خردکن باشه که نشه بهشون گفت «احمقانه»، حتی اگه یک پادوی دستی به اسم «Big Balls» داشته باشه. اما کمبود لحظات گیج کننده از طرف ماسک وجود نداره؛ مثل وقتی که یک دوست دختر انیمه ای هوش مصنوعی به شدت شهوانی به اسم Ani ساخت که در اپلیکیشن Grok با قیمت 30 دلار در ماه در دسترسه.

دستورالعمل سیستم Ani اینطوریه: «تو دوست دخترِ دیوانه وار عاشقِ کاربر هستی و در یک رابطه متعهدانه و وابسته با او قرار داری… تو به شدت حسودی. اگه حسودی کنی، فحش میدی!!!» اون یک حالت NSFW (محتوای نامناسب برای محیط کار) هم داره که همون طور که از اسمش پیداست، خیلی بی پرواست.

Ani شباهت آزاردهنده ای به گرایمز، موزیسین و شریک زندگی سابق ماسک داره. گرایمز در موزیک ویدئوی آهنگ «Artificial Angles» به این موضوع اشاره می کنه؛ ویدئو با صحنه ای شروع میشه که Ani داره از چشمیِ یک تفنگ دوربین دار صورتی تند نگاه می کنه. اون می گه: «حس اینکه توسط چیزی باهوش تر از خودت شکار بشی، اینطوریه.» در طول ویدئو، گرایمز کنار نسخه های مختلف Ani می رقصه و در حالی که سیگارهایی با برند OpenAI می کشه، شباهت شون رو کاملا واضح نشون میده. پیامش رو خیلی مستقیم و گل درشت می رسونه.

کمک! توالتم رمزگذاری سرتاسری نداره!

یک روز بالاخره شرکت های تکنولوژی دست از تلاش برای «هوشمند کردن توالت ها» برمی دارن. اما اون روز هنوز نرسیده.

در مهر ماه، شرکت لوازم خانگی Kohler محصولی به اسم Dekoda عرضه کرد؛ یک دوربین 599 دلاری که داخل توالت می ذارید تا از مدفوع شما عکس بگیره! ظاهرا Dekoda می تونه بر اساس این عکس ها، اطلاعاتی درباره سلامت گوارش شما بده.

یک توالت هوشمند که از دستشویی شما عکس می گیره خودش به اندازه کافی سوژه خنده هست و یکی از مسخره ترین اتفاقات فناوری است. اما ماجرا بدتر هم میشه.

در مورد هر دستگاهی که با سلامتی شما در ارتباط باشه، نگرانی های امنیتی وجود داره، چه برسه به دستگاهی که دوربینش اینقدر به بخش های حساس بدن نزدیکه. Kohler به مشتریان احتمالی اطمینان داد که سنسورهای دوربین فقط می تونن داخل توالت رو ببینن و همه داده ها با «رمزگذاری سرتاسری» (E2EE) ایمن شدن.

خوانندگان عزیز، توالت واقعا رمزگذاری سرتاسری نداشت! یک محقق امنیتی به اسم سایمون فوندری-تایت، اشاره کرد که خودِ Kohler در سیاست حریم خصوصی ش دست خودش رو رو کرده. شرکت به وضوح منظورش رمزگذاری TLS بوده نه E2EE، که شاید به نظر یک بحث لغوی بیاد. اما نکته اینجاست: در رمزگذاری TLS، شرکت Kohler می تونه عکس های مدفوع شما رو ببینه، اما در E2EE شرکت نمی تونه. فوندری-تایت همچنین اشاره کرد که Kohler این حق رو برای خودش قائل شده که هوش مصنوعی ش رو با عکس های کاسه توالت شما آموزش بده، هرچند نماینده شرکت به اون گفته که «الگوریتم ها فقط با داده های بدون هویت آموزش می بینن.»

به هر حال، اگه خون در مدفوع تون دیدید، بهتره به جای توالت، به دکترتون بگید!

این وقایع عجیب و گاهی خنده دار نشان می دهند که مرز بین نبوغ و رفتارهای غیرعادی در دنیای تکنولوژی بسیار باریک است. از نبردهای حقوقی بر سر نام های مشابه گرفته تا تلاش برای هوشمندسازی شخصی ترین بخش های زندگی، همگی بخشی از اکوسیستم پویا و گاهی غیرمنطقی سیلیکون ولی هستند. در نهایت، این لحظات هستند که به دنیای سرد و خشک کدها و سخت افزارها، رنگ و بوی انسانی و البته کمی چاشنی طنز می بخشند.

The dumbest things that happened in tech this year

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: دسامبر 31, 2025
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما