خانه استارتاپ و سرمایه‌گذاری چرا برخی ثروتمندان از پیمان بخشش میلیاردرها کناره گیری می کنند؟
چرا برخی ثروتمندان از پیمان بخشش میلیاردرها کناره گیری می کنند؟

چرا برخی ثروتمندان از پیمان بخشش میلیاردرها کناره گیری می کنند؟

در این مقاله:

پیمان بخشش میلیاردرها که با هدف اهدای نیمی از ثروت ثروتمندان جهان شکل گرفت، اکنون با چالش های جدی روبرو شده و تحت تاثیر فشارهای سیاسی و تغییرات فرهنگی در سیلیکون ولی، جذابیت اولیه خود را از دست داده است.

در سال 1389، وارن بافت و بیل گیتس کمپین خیلی ساده ای رو راه انداختن که اسمش رو «پیمان بخشش میلیاردرها» (Giving Pledge) گذاشتن: یه تعهد عمومی برای ثروتمندترین آدم های دنیا، تا بیش از نیمی از ثروت خودشون رو در طول دوران زندگی یا بعد از مرگ شون ببخشن. اون زمان به نظر می رسید که دنیا به چنین چیزی نیاز داره. صنعت تکنولوژی داشت سریع تر از هر صنعت دیگه ای در تاریخ، میلیاردر تولید می کرد و این سؤال که این ثروت ها چه تاثیری روی جامعه می ذارن، تازه داشت شکل می گرفت. بافت همون سال به چارلی رز گفت: «ما داریم درباره تریلیون ها دلار در طول زمان حرف می زنیم.» اون تریلیون ها دلار واقعا به دست اومد، اما بخشش اون ها نه چندان.

این آمار و ارقام دیگه برای کسی که پیگیر اخبار باشه، شوکه کننده نیست. در حال حاضر 1 درصد بالایی خانواده های آمریکایی تقریبا به اندازه 90 درصد پایینی جامعه ثروت دارن؛ این بالاترین میزان تمرکز ثروتی هست که فدرال رزرو از زمان شروع ردیابی توزیع ثروت در سال 1368 ثبت کرده. در سطح جهانی، ثروت میلیاردرها از سال 1399 تا الان 81 درصد رشد کرده و به رقم کلان 18.3 تریلیون دلار رسیده، در حالی که از هر چهار نفر در سراسر جهان، یک نفر به طور منظم غذای کافی برای خوردن نداره.

آیا «پیمان بخشش میلیاردرها» به هدف خود می رسد؟

این همون دنیاییه که در اون گروه کوچیکی از ثروتمندان فوق العاده، حالا دارن بحث می کنن که آیا به قول داوطلبانه و غیرقابل اجرای خودشون برای بخشیدن نیمی از دارایی شون عمل کنن یا ازش بگذرن.

آمار «پیمان بخشش میلیاردرها» که روز یکشنبه توسط نیویورک تایمز گزارش شد، نشون دهنده یه افت مداومه. در پنج سال اول، 113 خانواده این تعهدنامه رو امضا کردن. در پنج سال بعدی این عدد به 72 رسید، در پنج سال بعد از اون به 43، و در کل سال 1403 (2024 میلادی) فقط چهار نفر بهش اضافه شدن. در لیست امضاکننده ها اسم هایی مثل سام آلتمن، مارک زاکربرگ، پریسیلا چان و ایلان ماسک به چشم می خوره؛ یعنی قدرتمندترین آدم های دنیا. با این حال، به گفته پیتر تیل در گفتگو با نیویورک تایمز، این باشگاهی هست که «واقعا انرژیش تموم شده… نمی دونم برندینگش کاملا منفی شده یا نه، اما به نظر می رسه پیوستن بهش برای مردم خیلی کم اهمیت تر شده.»

ادبیات «کار خیر کردن» در سیلیکون ولی سال هاست که رنگ و بوی خودش رو از دست داده. سال 1395، سریال «سیلیکون ولی» شبکه اچ بی او (HBO) اون قدر بی رحمانه این صنعت رو مسخره کرد مخصوصا شخصیت هایی که مدام اصرار داشتن در حال «تبدیل دنیا به جای بهتری» هستن در حالی که دنبال افزایش ارزش سهام شون می دویدن که گفته می شه باعث تغییر رفتار واقعی شرکت ها شد. کلی تارور، یکی از نویسنده های سریال، همون سال به نیویورکر گفت: «به من گفتن که در بعضی از شرکت های بزرگ، بخش های روابط عمومی به کارمندهاشون دستور دادن که دیگه نگن داریم دنیا رو به جای بهتری تبدیل می کنیم، دقیقا چون ما اون جمله رو خیلی بی رحمانه مسخره کردیم.»

شوخی خیلی خنده داری بود. مشکل اینجاست که اون آرمان گرایی که مورد تمسخر قرار می گرفت، حداقل تا حدی واقعی بود و چیزی که جایگزینش شد اصلا خنده دار نیست. راجر مک نامی، سرمایه گذار باسابقه حوزه تکنولوژی، در همون مقاله تعریف می کنه که از مایک جاج، سازنده سریال سیلیکون ولی، پرسیده که واقعا دنبال چی بوده. جواب جاج این بود: «فکر می کنم سیلیکون ولی غرق در یک نبرد تایتانیک وار بین سیستم ارزشی هیپی وارِ نسل استیو جابز و ارزش های لیبرتارینِ این رندیِ نسل پیتر تیل هست.»

برداشت خود مک نامی از ماجرا کمی تندتر بود: «بعضی از ما واقعا، هرچقدر هم که ساده لوحانه به نظر برسه، اومدیم اینجا تا دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم. و موفق نشدیم. بعضی چیزها رو بهتر کردیم، بعضی چیزها رو بدتر کردیم، و در این بین لیبرتارین ها کنترل رو به دست گرفتن و براشون ذره ای اهمیت نداره چی درسته و چی غلط. اون ها اینجان که فقط پول دربیارن.»

یک دهه بعد، لیبرتارین هایی که مک نامی توصیف می کرد، خیلی فراتر از سیلیکون ولی نفوذ کردن. بعضی هاشون حالا عضو کابینه دولت هستن.

همه روی این موضوع که «جبران کردن برای جامعه» اصلا یعنی چی، توافق ندارن. از نظر جناح لیبرتارین تکنولوژی که روز به روز هم قدرتمندتر می شه کل این چارچوب غلطه. اون ها معتقدن ساختن شرکت ها، ایجاد شغل و پیشبرد نوآوری، مشارکت های واقعی هستن و فشار برای اضافه کردن فعالیت های بشردوستانه به اون ها، در بهترین حالت یک رسم اجتماعی و در بدترین حالت، یک باج گیری در لباس فضیلت اخلاقیه.

کمتر کسی مثل پیتر تیل فضای فعلی رو به خوبی نشون می ده؛ کسی که خودش هیچ وقت تعهدنامه رو امضا نکرده و اصلا طرفدار بیل گیتس نیست (گفته می شه که در موارد مختلف، گیتس رو یک «آدم خیلی خیلی بد» خطاب کرده). در واقع، تیل به نیویورک تایمز می گه که به طور خصوصی حدود 12 نفر از امضاکننده ها رو تشویق کرده که تعهدشون رو لغو کنن و حتی اون هایی رو که دودل بودن، ترغیب کرده که خروج شون رو رسمی کنن. تیل با «باشگاه الکی نسل بومر و مرتبط با اپستین» خواندن پیمان بخشش میلیاردرها، گفت: «بیشتر کسایی که باهاشون حرف زدم، حداقل بابت امضای اون ابراز پشیمونی کردن.»

مثلا اون ایلان ماسک رو ترغیب کرده که امضاش رو پس بگیره، با این استدلال که در غیر این صورت پولش به «خیریه های چپ گرایی می رسه که توسط گیتس انتخاب می شن». وقتی برایان آرمسترانگ، مدیرعامل کوین بیس، در اواسط سال 1403 بی سروصدا نامه اش رو از وب سایت پیمان بخشش میلیاردرها حذف کرد بدون اینکه توضیحی بده، تیل براش یه یادداشت تبریک فرستاد.

چالش ها و انتقادات پیرامون پیمان بخشش میلیاردرها

اما تیل نکته دیگه ای رو هم به نیویورک تایمز گفت که ارزش بررسی دقیق تر داره: اینکه اون هایی که در لیست عمومی تعهد باقی می مونن، یه جورایی «احساس می کنن تحت فشار و تهدید هستن» یعنی بیش از حد در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دارن و نمی تونن به طور رسمی یه قول غیرالزام آور برای بخشیدن مبالغ هنگفت رو لغو کنن.

این ادعا رو سخت می شه با رفتار عمومی بعضی از افرادی که مد نظر تیل هستن، تطبیق داد. ماسک نشون داده که علاقه چندانی به مدیریت ذهنیت مردم نداره و در حال حاضر اکثریت آمریکایی ها نظر مساعدی نسبت بهش ندارن. زاکربرگ هم تقریبا یک دهه رو با شدیدترین مخالفت های قانونی و عمومی که یک مدیر تکنولوژی تا حالا تجربه کرده سپری کرد و در نهایت با اعتمادبه نفس بیشتری بیرون اومد، نه کمتر.

در همین حال، تصویر دیگه ای در بطن جامعه در حال شکل گیریه. سایت GoFundMe گزارش داده که کمپین های جمع آوری پول برای نیازهای اولیه مثل اجاره، خواربار، مسکن و سوخت سال گذشته 17 درصد افزایش داشته. کلماتی مثل «کار»، «خونه»، «غذا»، «قبض» و «مراقبت» جزو کلیدواژه های اصلی کمپین های اون سال بودن. وقتی پاییز گذشته تعطیلی 43 روزه دولت فدرال باعث توقف توزیع بن غذا شد، کمپین های مرتبط با اون شش برابر شد. مدیرعامل این شرکت به سی بی اس نیوز گفت: «زندگی داره گرون تر می شه و مردم دارن سختی می کشن، برای همین سراغ دوست و خانواده شون می رن تا ببینن کسی می تونه کمک شون کنه یا نه.»

اینکه آیا این روندها به تصمیمات گرفته شده در اتاق جلسات خیریه ها ربط داره یا نه، جای بحث داره، اما هم زمان شدنشون چیزیه که نمی شه نادیده گرفت.

لازمه که سرنوشت «تعهد بخشش» رو از سرنوشت کلی فعالیت های بشردوستانه جدا کنیم. بعضی از ثروتمندترین آدم های تکنولوژی هنوز هم دارن می بخشن؛ فقط دارن این کار رو با شرایط خودشون، از طریق ابزارهای خودشون و برای اهداف انتخابی خودشون انجام می دن. در شروع سال 1405، مؤسسه خیریه چان زاکربرگ (CZI) حدود 70 شغل یعنی 8 درصد از نیروی کارش رو حذف کرد تا از حوزه های آموزش و عدالت اجتماعی به سمت شبکه Biohub خودش حرکت کنه. این تغییرات که در سایه لیست تعدیل نیروی فناوری در سال 1404 صورت گرفته، نشان دهنده تمرکز بیشتر بر پروژه های علمی اختصاصی است. زاکربرگ نوامبر گذشته (آبان ماه) گفت: «Biohub تمرکز اصلی فعالیت های بشردوستانه ما در آینده خواهد بود.»

تعدیل نیرو در CZI، حداقل روی کاغذ، بیشتر شبیه به اینه که این زوج به جای عقب نشینی از کار خیر، دارن رویکردشون رو تغییر می دن. هرچی نباشه، زاکربرگ و همسرش از طریق همون «پیمان بخشش میلیاردرها» متعهد شدن که 99 درصد ثروت شون رو در طول زندگی ببخشن.

همه هم دنبال تغییر شرایط نیستن. گیتس سال گذشته اعلام کرد که تقریبا تمام ثروت باقی مونده اش رو که بیش از 200 میلیارد دلاره، در طول دو دهه آینده از طریق بنیاد گیتس خواهد بخشید و این بنیاد در 10 دی 1424 به طور دائمی بسته خواهد شد. اون با یادآوری جمله قدیمی اندرو کارنگی که می گه «کسی که این چنین ثروتمند بمیرد، با ننگ مرده است»، نوشت که مصممه ثروتمند از دنیا نره.

این تقابل بین تمرکز ثروت و بقیه مردم قبلا هم اتفاق افتاده. آخرین باری که ثروت در چنین سطوحی متمرکز شده بود یعنی دوران طلایی اول، از دهه 1270 شمسی تا اوایل دهه 1280 (اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم) اصلاحات از طرف خیرین انجام نشد. بلکه از طریق مبارزه با انحصارطلبی، مالیات بر درآمد فدرال، مالیات بر ارث و در نهایت طرح «نیو دیل» (New Deal) اتفاق افتاد. این اصلاحات در قالب سیاست هایی اجرا شد که ناشی از فشارهای سیاسیِ بسیار قدرتمندی بود که نمی شد نادیده شون گرفت. نهادهایی که اون زمان باعث اون اصلاحات شدن یعنی یک کنگره کارآمد، مطبوعات آزاد و یک دولت ناظر قدرتمند امروز به نظر می رسسه وضعیت کاملا متفاوتی دارن.

چیزی که جای بحث نداره، سرعت تغییراته. این ثروت ها در عرض چند سال ساخته شدن، نه چندین نسل، و این دقیقا در همون زمانیه که شبکه های حمایتی جامعه دارن ضعیف تر می شن. طبق گزارش نابرابری جهانی سال 1405 (2026 میلادی) مؤسسه آکسفام، ثروتی که میلیاردرهای جهان تنها در سال 1404 به دست آوردن، کافی بود تا به هر نفر روی کره زمین 250 دلار برسه و باز هم میلیاردرها 500 میلیارد دلار ثروتمندتر از قبل باشن.

همون طور که بافت از اول گفت، «پیمان بخشش میلیاردرها» همیشه فقط یک «تعهد اخلاقی» بود نه اجباری در کاره، نه جریمه ای و نه کسی که بخواد ازت بازخواست کنه؛ فقط خودتی و خودت. اینکه زمانی این تعهد اهمیت زیادی داشت، نشون دهنده دورانی هست که در اون شکل گرفت. و اینکه حالا پیتر تیل باقی موندن در این لیست رو نوعی اجبار و فشار می دونه و نیویورک تایمز هم این استدلال رو شایسته گزارش مفصل دونسته نشون دهنده دورانی هست که الان در اون هستیم.

در نهایت، داستان این پیمان و فراز و فرودهای آن، آینه ای از تغییرات عمیق در فرهنگ قدرت و ثروت است. عبور از آرمان گرایی جمعی به سمت عمل گرایی فردی نشان می دهد که حتی بزرگترین تعهدات اخلاقی نیز در برابر تغییرات زمانه و فشارهای سیاسی و اقتصادی مصون نیستند. آینده نشان خواهد داد که آیا ثروت های عظیم راهی برای بهبود واقعی جامعه پیدا می کنند یا شکاف موجود همچنان عمیق تر خواهد شد.

The billionaires made a promise now some want out

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: مارس 16, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما