خانه استارتاپ و سرمایه‌گذاری معرفی سوپر ایجنت؛ هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار در پلتفرم ایرتیبل
معرفی سوپر ایجنت؛ هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار در پلتفرم ایرتیبل

معرفی سوپر ایجنت؛ هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار در پلتفرم ایرتیبل

در این مقاله:

ایرتیبل با معرفی سوپرایجنت، از یک پلتفرم بدون کدنویسی به سمت استفاده پیشرفته از هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار حرکت کرده است تا با معماری چندعامله، تحلیل های داده ای غنی و تعاملی ارائه دهد.

شاید به نظر بعضی ها دیوونگی بیاد که دقیقا وقتی ارزش کاغذی کسب وکار اصلی تون دو سوم کم شده، یه خط تولید کاملا جدید راه بندازید. اما هاوی لیو، بنیان گذار و مدیرعامل ایرتیبل (Airtable)، معتقده که این عاقلانه ترین کاری بود که می تونست انجام بده، به خصوص وقتی پای هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار در میان باشد.

شرکتی که سرمایه گذارها در سال 1400 و در اوج تب وتاب نرخ بهره صفر، 11.7 میلیارد دلار ارزش گذاری کرده بودن، حالا در بازارهای ثانویه حدود 4 میلیارد دلار معامله می شه. اما ایرتیبل در مجموع 1.4 میلیارد دلار سرمایه جذب کرده و لیو می گه شرکت هنوز نصف این مبلغ رو در بانک داره و در عین حال داره «پول سازی» می کنه. سقوط ارزش گذاری روی بازده سرمایه گذارها و گزینه های سهام کارکنان تاثیر گذاشت، اما خودِ کسب وکار رو تضعیف نکرد.

سوپرایجنت؛ ابزاری نوین در هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار

واکنش لیو، عرضه «سوپرایجنت» (Superagent) هست؛ یه عامل هوش مصنوعی که خودش معتقده ممکنه در نهایت حتی از خودِ ایرتیبل هم پیشی بگیره. این اولین محصول مستقل ایرتیبل در تاریخ 13 ساله اش هست و نشون دهنده هم مسیر آینده شرکت و هم واقعیت فعلی دنیای هوش مصنوعیه: هر بازیگر جدی در حوزه نرم افزار داره مسابقه می ده تا ثابت کنه می تونه ایجنت های واقعی ارائه بده. این تحول نشان دهنده اهمیت روزافزون هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار است.

برای اینکه بفهمیم چرا این حرکت انقدر جالبه، باید ببینیم ایرتیبل اصلا چیه: یه پلتفرم بدون کدنویسی که مانند پتانسیل های ساخت اپلیکیشن با هوش مصنوعی، توسعه نرم افزار رو برای همه ممکن می کنه. در واقع یه پایگاه داده فوق العاده قویه که به هر کسی اجازه می ده نرم افزار اختصاصی خودش رو متناسب با جریان های کاریش بسازه. این شرکت حالا بیش از 700 کارمند داره و به بیش از 500 هزار سازمان خدمات می ده، از جمله 80 درصد شرکت های لیست فورچون 100. اینجا صحبت از یه استارتاپ در حال تقلا نیست، بلکه یه کسب وکار پخته ست که آینده اش رو روی یه معماری جدید شرط بندی کرده و پتانسیل زیادی برای هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار فراهم می کند.

سوپرایجنت نشون دهنده شرط بندی لیو روی «هماهنگی چند عامله» هست؛ سیستمی که توش شما یه سوال می پرسید و به جای اینکه یه دستیار هوش مصنوعی تنها داشته باشید که با کارهای پشت سرهم دست وپنجه نرم می کنه، یه عامل هماهنگ کننده دارید که چندین متخصص رو به صورت موازی به کار می گیره تا بهینه ترین هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار را ارائه دهد. لیو توضیح می ده: «شما فقط به یه هوش مصنوعی دستور نمی دید، بلکه دارید یه تیم رو مدیریت و رهبری می کنید.»

روش کارش اینطوریه: وقتی از سوپرایجنت درباره گسترش برند لباس های ورزشی تون به اروپا می پرسید (مثالی که لیو زد)، سیستم اول یه برنامه تحقیق می چینه، مواردی که نیاز به بررسی دارن رو شناسایی می کنه و ابعادی رو بیرون می کشه که حتی به فکر خودتون هم نرسیده بود. بعد ایجنت های متخصص رو به صورت موازی اعزام می کنه؛ یکی مسائل مالی رو بررسی می کنه، یکی دیگه جایگاه رقبا رو تحلیل می کنه و اون یکی هم مدیریت و اخبار رو زیر نظر می گیره. این رویکرد یکپارچه، سوپرایجنت را به ابزاری قدرتمند برای هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار تبدیل می کند.

در نهایت، همه چیز رو با هم ترکیب می کنه و در قالب یه خروجی نهایی تحویل می ده.

خروجی کار، یه دیوار متنی ساده نیست. یه تحلیل بازار تعاملیه با تفکیک جمعیت شناختی، نقشه گرافیکی از حضور رقبا و زمان بندی های گسترش که می تونید فیلترشون کنید و توشون بگردید. لیو هفته پیش توی تماس زوم به من گفت: «چی می شد اگه هر کسی می تونست برای هر کاری که داره، یه تصویرسازی داده با کیفیت نیویورک تایمز داشته باشه؟ این سطح از کیفیت در نتایج هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار، چیزی بود که ده سال پیش یا حتی پنج سال پیش غیرقابل تصور بود؛ اون موقع چنین کیفیتی نمی گرفتید و فقط متن تحویل تون می دادن. اما اینکه الان بشه به صورت پیش فرض خروجی های بسیار باکیفیت، غنی و تعاملی گرفت، به نظرم بازی رو عوض می کنه.»

تفاوتی که لیو بین سوپرایجنت و رقبا قائل می شه، فنی هست. او استدلال می کند که سوپرایجنت، بر خلاف بسیاری از رقبا، واقعا از یک معماری ایجنت واقعی برخوردار است که توانایی های بی نظیری در حوزه هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار ارائه می دهد.

لیو از کلود (Claude)، ایجنت هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک و مانوس (Manus) یه بازیگر جدید در حوزه تحقیق هوش مصنوعی که توسط متا در حال خریداریه به عنوان تنها دو محصولی نام برد که «یه معماری ایجنت واقعی، با توانایی عمومی، با دوام و واقعا هوشمند» دارن. او استدلال می کند که اکثر ایجنت های دیگه ای که می بینیم، صرفا «جریان های کاری قدرت گرفته از مدل های زبانی» هستن؛ یعنی مراحل از پیش تعیین شده ای که چند تا فراخوانی هوش مصنوعی هم وسطش دارن، نه ایجنت های خودکار واقعی که بتونن مسیرشون رو اصلاح کنن یا به عقب برگردن.

در بازاری که همه ناگهان دارن ایجنت های هوش مصنوعی معرفی می کنن، این یه مرز باریکه. اوپن ای آی سال 1403 رو با معرفی ابزارهای جدید ایجنت سازی شروع کرد، در حالی که نوشن، هاروی و صدها شرکت دیگه هم از اون موقع قابلیت های ایجنت رو اضافه کردن. در بازاری پر از ادعاهای مختلف، اصرار لیو بر متفاوت بودن سوپرایجنت باید در عمل ثابت بشه.

کاربردهای هوش مصنوعی برای تحلیل کسب و کار با سوپرایجنت

لیو توی یه پست وبلاگی برای معرفی محصول، مثال هایی از کارهایی که سوپرایجنت می تونه انجام بده آورده. اگه ازش بخواید گوگل رو به عنوان یه فرصت سرمایه گذاری سه ساله ارزیابی کنه، اون یه ارزیابی ساختاریافته با ارجاع به گزارش های مالی، تحلیل دفاعی در برابر اوپن ای آی و آنتروپیک و ریسک هایی که بهشون فکر نکرده بودید رو تحویل می ده.

یا مثلا اگه بخواید قبل از ارائه محصول تون به ولز فارگو (Wells Fargo)، از استراتژی هوش مصنوعی شون باخبر بشید، سوپرایجنت وضعیت رگولاتوری، سرمایه گذاری های اخیرشون در حوزه هوش مصنوعی و نقاط ضعف خاصی که محصول شما برطرف می کنه رو بهتون می ده. این سیستم از منابع داده معتبری مثل FactSet، Crunchbase، اسناد SEC و متن گزارش های مالی استفاده می کنه.

این حرکت، نقطه اوج تغییر و تحول در ایرتیبل هست که لیو داره اون رو به عنوان یه «پلتفرم بومی هوش مصنوعی» بازتعریف می کنه. پاییز گذشته، شرکت دیوید آزوز (David Azose)، که قبلا مدیر مهندسی محصولات تجاری ChatGPT در OpenAI بود رو به عنوان مدیر ارشد فناوری (CTO) استخدام کرد. همزمان، استارتاپ دیپ اسکای (DeepSky) که قبلا اسمش گریدینت (Gradient) بود و 40 میلیون دلار سرمایه جذب کرده بود رو هم خرید. سوپرایجنت به صورت نیمه مستقل از ایرتیبل و تحت هدایت تیم سه نفره بنیان گذار دیپ اسکای اداره می شه.

قیمت گذاری تا هفته پیش هنوز در حال بررسی بود، اما به نظر می رسه قراره از همون الگوی محصولات هوش مصنوعی پیروی کنه: 20 دلار در ماه برای هر کاربر در سطح پایه و تا 200 دلار برای کاربرهای حرفه ای، همراه با اعتبار استفاده دست ودلبازانه. لیو می گه: «ما فعلا دنبال بهینه سازی حاشیه سود نیستیم.»

اینکه سوپرایجنت به همون بازار تریلیون دلاری که لیو تصور می کنه تبدیل می شه یا فقط یه شرط بندی بزرگ که به نتیجه نمی رسه، زمان مشخص می کنه. رقابت اصلا شوخی بردار نیست و تفاوت هایی که لیو بین «ایجنت های واقعی» و بقیه قائل می شه، اگه رقبا بتونن نتایج کافی رو سریع تر و ارزون تر ارائه بدن، ممکنه برای مشتری ها اهمیتی نداشته باشه.

اما برای مدیرعاملی که شرکتش 7.7 میلیارد دلار از ارزش کاغذی اش رو از دست داده ولی بخش زیادی از سرمایه واقعی اش رو حفظ کرده، این حرکت نشون دهنده تمایل به شرط بندی روی آینده ست تا محافظت از زمان حال. در واقع، لیو این کاهش ارزش قبلی رو به عنوان یه مزیت برای استخدام نیروها بازتعریف کرده و به کارمندها می گه سهامی که می گیرن «در واقع خیلی خوش قیمت تر از ارزش گذاری 11 میلیارد دلاری قبلیه» و اگه شرط بندی هاش جواب بده، سود چشمگیری نصیبشون می شه. اون سرمایه لازم برای خریدهای استراتژیک رو داره و نیازی به جذب سرمایه جدید نداره.

وقتی ازش پرسیدن که آیا فکر می کنه سوپرایجنت در نهایت فرصت بزرگتریه، لیو شونه ای بالا انداخت اون این احتمال رو رد نمی کنه. اون می گه ایرتیبل «احتمالا حداقل در کوتاه مدت از هر محصول جدیدی که بسازیم، از جمله سوپرایجنت، بزرگتر خواهد بود. اما از اینکه می تونم روی سوپرایجنت شرط بندی کنم هم خوشحالم. داشتن حق انتخاب چیز خوبیه.»

این روایت لیو از چیزیه که خودش بهش می گه مدیریت «زمان جنگ» اصطلاحی که اعتراف می کنه قبلا به خاطر خشونت نهفته در اون ازش دوری می کرده، اما حالا اون رو مناسب می بینه. اون می گه: «سرعت عمل بالا برای سازگاری با شرایط، باارزش ترین راه برای مدیریت کارها در حال حاضره.» و بلافاصله اضافه می کنه: «در ضمن، این هیجان انگیزترین راه برای انجام کارها هم هست.»

تغییر استراتژیک ایرتیبل و عرضه سوپرایجنت نشان دهنده بلوغ هوش مصنوعی در محیط های کاری است. هاوی لیو با اتکا به منابع مالی و تیمی متخصص، در تلاش است تا مفهوم ایجنت های واقعی را از جریان های کاری ساده متمایز کند و ابزاری ارائه دهد که نه تنها پاسخگو، بلکه تحلیل گری پیشرو در اکوسیستم کسب وکارهای مدرن باشد.

Airtable jumps into the AI agent game with Superagent

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: ژانویه 27, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما