اسنوفلیک با عقد قراردادهای استراتژیک با شرکت های پیشرو مانند OpenAI و Anthropic، مسیر جدیدی را برای سازمان ها هموار کرده است تا با دسترسی به مدل های زبانی متنوع، استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها را به شکلی انعطاف پذیر و کارآمد پیاده سازی کنند.
شرکت داده های ابری اسنو فلیک (Snowflake) روز دوشنبه یک قرارداد چندساله هوش مصنوعی به ارزش 200 میلیون دلار با OpenAI امضا کرد؛ این جدیدترین نشونه از اینه که رقابت در حوزه هوش مصنوعی سازمانی داره حسابی داغ تر می شه. این اتفاقات اهمیت استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها را بیش از پیش نمایان می کند.
طبق این قرارداد، 12,600 مشتری اسنو فلیک به مدل های OpenAI در هر سه ارائه دهنده بزرگ خدمات ابری دسترسی پیدا می کنن. در واقع، امروزه ساخت هوش مصنوعی اختصاصی برای سازمان ها ساده تر شده و کارمندهای اسنو فلیک هم به نسخه سازمانی ChatGPT (ChatGPT Enterprise) دسترسی دارن. همچنین این دو شرکت دارن با هم همکاری می کنن تا ایجنت های هوش مصنوعی جدید و محصولات دیگه ای بسازن.
اهمیت استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها در رقابت بازار
سریدار راماسوامی، مدیرعامل اسنو فلیک، در یک بیانیه مطبوعاتی گفت: «با آوردن مدل های OpenAI به داده های سازمانی، اسنو فلیک به سازمان ها این امکان رو می ده تا با استفاده از پلتفرم امن و تحت کنترلی که قبلا بهش اعتماد کردن، هوش مصنوعی رو روی ارزشمندترین دارایی خودشون بسازن و اجرا کنن. این گام ها برای تقویت استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها ضروری است.»
مشتری ها حالا می تونن تمام دانش سازمانی شون در اسنو فلیک رو با هوش در سطح جهانیِ مدل های OpenAI ترکیب کنن و ایجنت های هوش مصنوعی بسازن که قدرتمند، مسئولیت پذیر و قابل اعتماد باشن. ما با هم داریم استاندارد جدیدی برای نوآوری در هوش مصنوعی تعریف می کنیم و به کسب وکارها کمک می کنیم با اطمینان متحول بشن، در حالی که استانداردهای امنیتی و انطباقی قوی شون رو هم حفظ می کنن.
شرکت OpenAI از ارائه اطلاعات بیشتر درباره این قرارداد، فراتر از اونچه در بیانیه مطبوعاتی اومده، خودداری کرد.
اگه این قرارداد براتون آشنا به نظر می رسه، واقعا هم همینطوره. اسنو فلیک اوایل ماه آذر (دسامبر) هم یک قرارداد سازمانی 200 میلیون دلاری با آزمایشگاه تحقیقاتی Anthropic اعلام کرده بود. اون زمان هم از قول راماسوامی نقل شده بود که همکاری با Anthropic به مشتری ها اجازه می ده تا روی داده های موجودشون، به مدل های قدرتمند هوش مصنوعی دسترسی داشته باشن.
باریش گولتکین، نایب رئیس بخش هوش مصنوعی اسنو فلیک، در ایمیلی به تک کرانچ گفت: «همکاری ما با OpenAI یک تعهد تجاری چندساله با تمرکز بر قابلیت اطمینان، عملکرد و استفاده واقعی مشتریه. در عین حال، ما عمدا نسبت به مدل ها بی طرف (agnostic) می مونیم. سازمان ها به حق انتخاب نیاز دارن و ما معتقد نیستیم که مشتری ها رو به یک ارائه دهنده خاص محدود کنیم. OpenAI شریک مهمی برای ماست و یکی از چندین ارائه دهنده مدل های پیشرو هست که در حال حاضر در کنار Anthropic، گوگل، متا و بقیه در اسنو فلیک در دسترسه.» این رویکرد نشان دهنده انعطاف پذیری در پیاده سازی استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها است.
اسنو فلیک تنها شرکتی نیست که قراردادهای بزرگی رو با چندین شرکت هوش مصنوعی امضا می کنه.
در ماه دی (ژانویه)، پلتفرم خودکارسازی جریان کار ServiceNow هم به دلایلی دقیقا مشابه اسنو فلیک، قراردادهای چندساله ای با هر دو شرکت OpenAI و Anthropic اعلام کرد. آمیت زاور، مدیر ارشد عملیات و محصول ServiceNow اون زمان به تک کرانچ گفت که همکاری با هر دو آزمایشگاه هوش مصنوعی کاملا عمدی بوده، چون می خواستن به مشتری ها و کارمندهاشون این امکان رو بدن که بر اساس کاری که دارن انجام می دن، مدل مورد نظرشون رو انتخاب کنن.
چندجانبه گرایی در استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها
سخته که بشه دقیقا گفت کدوم شرکت های هوش مصنوعی تا اینجا در جذب مشتری های سازمانی موفق تر بودن. یک نظرسنجی از Menlo Ventures مربوط به اواخر سال 1404 (2025) نشون می ده که Anthropic (یکی از شرکت های تحت سرمایه گذاری شون) پیشتاز بازار هست؛ اما گزارشی از Andreessen Horowitz که هفته گذشته منتشر شد، طبیعتا نشون داد که شرکت خودشون یعنی OpenAI در صدر قرار داره.
این نظرسنجی های متناقض باعث شده که رهگیری دقیقِ روندهای استفاده از هوش مصنوعی در سازمان ها سخت بشه. با این حال، این سری از قراردادهای اخیر، یک چشم انداز کوتاه مدت از آینده پذیرش هوش مصنوعی سازمانی به ما می ده. نتیجه گیری اینه: سازمان ها به همکاری با چندین شرکت هوش مصنوعی ادامه می دن چون هر کدوم از این شرکت ها مدل های زبانی بزرگی دارن که نقاط قوت و ضعف متفاوتی دارن. این تنوع، تدوین یک استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها را پیچیده تر می کند اما در عین حال فرصت های نوآوری را نیز افزایش می دهد.
احتمالا سازمان ها با چندین بازیگر حوزه هوش مصنوعی همکاری می کنن چون شرکت های مختلف و مدل های زبانی بزرگشون، هر کدوم نقاط قوت و ضعف خاص خودشون رو دارن. این نشان می دهد که استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها به سمت اکوسیستم های چندوجهی در حال حرکت است.
هوش مصنوعی سازمانی به راحتی می تونه تبدیل به بازاری بشه که چندین برنده با مشتری های مشترک داره؛ شبیه به همون حالتی که خیلی از کاربرهای تاکسی های اینترنتی، بین Lyft و Uber جابه جا می شن تا ببینن کدومش در اون لحظه براشون بهتره. نکته جالب اینه که کارمندهای این سازمان ها همین الان هم بدون توجه به قراردادهای شرکتشون، از مدل مورد علاقه خودشون استفاده می کنن. در این فضا، تدوین یک استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها که منعطف باشد، از اهمیت بالایی برخوردار است.
یا شایدم در نهایت یک برنده قطعی وجود داشته باشه. اما فعلا به نظر می رسه که شاهد امضای قرارداد سازمان ها با چندین بازیگر مختلف باشیم، چون اون ها همچنان دنبال این هستن که ببینن هوش مصنوعی دقیقا کجا می تونه ارزش واقعی و ملموسی براشون ایجاد کنه. این وضعیت، لزوم یک استراتژی هوش مصنوعی شرکت ها جامع و آینده نگر را بیش از پیش نمایان می کند.
تکامل این اکوسیستم های چندوجهی و تمایل شرکت ها به همکاری با چندین تامین کننده، نشان دهنده بلوغ بازار هوش مصنوعی سازمانی است. در نهایت، برنده اصلی کسب وکارهایی خواهند بود که بتوانند میان امنیت داده ها و قدرت مدل های هوش مصنوعی توازن برقرار کرده و ارزش ملموسی برای فعالیت های خود ایجاد کنند.
What Snowflake’s deal with OpenAI tells us about the enterprise AI race